تبليغاتX
مدیریت آموزشی
 

کاربرد نظریه مدیریت علمی در نظارت و راهنمایی آموزشی یا تعلیماتی

 

 

کاربرد نظریه مدیریت علمی در نظارت و راهنمایی آموزشی یا تعلیماتی:

 

       در دهه های اولیه قرن بیستم که همزمان بود با گسترش نظریه مدیریت علمی در صنایع و تجارت مشاهده می گردید که با به کار بردن اصول و یافته های مدیریت علمی در صنعت و تجارت نتایج نسبتا موفقی را عاید آنها می نمود . پس از این مشاهدات بود که این نظریه (نظریه مدیریت علمی ) و یافته های آن توسط متخصصان تعلیم و تربیت در مدارس و مکان های آموزشی به کار گرفته شد.

      در این دوران همزمان با تحولات جدید علمی و صنعتی، مفهوم نظارت و راهنمایی در مدارس تغییر یافت. به این صورت که به معلمان دستورالعملهایی داده می شد که موظف بودند طبق آنها عمل نمایند و هدف راهنمایان از بازرسی مدارس آگاهی از این امر بود که معلمان مطابق دستورات انجام وظیفه می کنند یا خیر. علاوه بر آن بتدریج با تاکید بیشتر بر جنبه های مختلف روابط انسانی معلم به عنوان عنصری مستقل اعتبار و اهمیت بیشتری یافت، البته او در فرایند آموزش نقش مهمی نداشت(وایلز 1967).

      تاثیرات ناشی از مدیریت علمی فردریک تیلور در آموزش و پرورش موجب پیدایی اندیشه ها، روشها، و یافته های جدیدی شد که مفاهیم سنتی نظارت و راهنمایی را تا حد زیادی متحول ساخت.(وایلز1967).

       در همین زمان بود که آموزش و نظارت و راهنمایی آموزشی به موضوعاتی تخصصی تبدیل شد.(وایلز و باندی 1986). حال به برخی از نتایج کاربرد مدیریت علمی در آموزش و پرورش و به تبع آن در نظارت و راهنمایی آموزشی اشاره می کنیم.

1-  اصلاح رابطه بین معلمان و راهنمایان آموزشی : در آن زمان که راهنمایان آموزشی روش کار معلمان را به تنهایی انتخاب می نمودند و به آنان تحمیل می کردند، تحت تاثیر اصول مدیریت علمی به کشف قوانین آموزشی و یافتن بهترین روشهای آموزشی و نظارت بر اعمال آنها به وسیله معلمان واجد شرایط و کارآزموده مبادرت ورزیدند. بدین ترتیب رابطه خشک و مستبدانه بین معلم و راهنمای آموزشی جای خود را به رابطه ای علمی و منطقی داد . زیرا تحت قانون علمی هیچکدام بر دیگری برتری نداشتند. وظیفه راهنمای آموزشی این بود که با روشهای مختلف معلمان را مطابق با معیار ها نگه دارد (لوسیو و مک نیل، 1969).

2-  تعیین ویژگیهای حرفه ای معلمان: یکی دیگر از نتایج این نظریه در آموزش و پرورش تعیین خصوصیات حرفه ای معلمان بود. این خصوصیات باید به دقت و در چهارچوب خاصی تعیین و تدوین می شد. همانطور که گفته شد یکی از وظایف راهنمایان آموزشی‌آن بود که بسنجند آیا روش کار معلمان با معیار های وضع شده در آموزش و پرورش مطابقت دارد یا خیر و چنانچه با این معیار ها مطابقت ندارد به آموزش مجدد آنان مبادرت نمایند. بر طبق این اصول راهنمایان آموزشی باید معلمان را باجزئیات کارشان و به ویژه روشهای تدریس آشنا می کردند و برای دستیابی به نتایج مطلوب ابزار و لوازم مورد نیاز آنان را فراهم کرده،در اختیارشان قرار می دادند.

3-  ایجاد انگیزه کاری: نتیجه بارز نظارت و راهنمایی علمی در آموزش و پرورش ایجاد تحرک و انگیزه لازم برای دست یابی به نتایج مطلوب آموزشی بود. راهنمایان آموزشی باید معلمان را مطابق با معیارهای جدید علمی هدایت کنند و با تشویق و تقویت آنان به اشکال گوناگون، از قبیل پرداخت مزایا، ترفیع، ارتقا، تشویق، احترام اجتماعی، و کمک به پیشرفت حرفه ای آنان، به نتایج مطلوب آموزشی برسند.

4-  کشف و ابداع " بهترین شیوه های تدریس ".: تحول دیگری که تحت تاثیر مفاهیم جدید نظارت و راهنمایی آموزشی علمی به وجود آمد حاکم شدن جو علمی بر آموزش و پرورش بود، یعنی تاثیر یافته های علمی بر ابعاد و اجزای گوناگون آن. تا قبل از آن، نگرش حاکم بر مسائل آموزش و پرورش مبتنی بر نتایج تحقیقات علمی نبود، بلکه مبتنی بر تجارب شخصی و بیشتر از آن مبتنی بر سیاستهای اداری ای بود که به وسیله افراد خاص و برگزیده ای وضع شده بود. شایان ذکر است که علی رغم حاکم شدن جو علمی بر آموزش و پرورش هنوز آموزش و پرورش به مفهوم امروزی آن دارای پشتوانه علمی و تحقیقاتی غنی نبود. در این هنگام، به طور همزمان، روشهای جدیدی برای سنجش و ارزشیابی فعالیت های آموزشی دانش آموزان ابداع شد که هدف از آن اصلاح الگوهای قدیمی و قواعد کلی آموزشی بود. عامل تعیین و انتخاب روشهای آموزشی، نتایج تحقیقات علمی بود، نه تفکرات و نظریات افراد مسئول که بیشتر بر قواعد تجربی استوار بود. همچنین تحقیق و سنجش و ارزشیابی فعالیت های آموزشی در حوزه نظارت و راهنمایی آموزشی قلمداد می شد.( لوسیو و مک نیل 1969 ).

5-  محور قرار گرفتن دانش آموز: یکی دیگر از نتایج تاثیر اصول مدیریت علمی و کاربرد یافته های آن در آموزش و پرورش، این بود که برای اولین بار دانش آموز محور اصلی برنامه های آموزشی قرار گرفت. بدین ترتیب باید همه کارکنان و وسایل و تجهیزات آموزشی در جهت به حداکثر رساندن رشد و پرورش دانش آموز به کار گرفته می شدند و معلمان نیز به عنوان کسانی که عامل این باروری یا بهره وری بودند باید به حداکثر کارآیی و اثربخشی در کارشان نایل می گردیدند.

6-  تاکید بر سنجش و تحقیق: یکی دیگر از نتایج نظارت و راهنمایی علمی در آموزش و پرورش تاکید بر آزمایش و تحقیقات کنترل شده به وسیله متخصصان بود. در انتدای کار، آزمایش و تحقیق فقط به وسیله متخصصان انجام می گرفت، اما به تدریج معلمان نیز به سنجش و تحقیق پرداختند. همکاری گروهی معلمان و متخصصان برای رسیدن به نتایج مفید تر به تحقیقات تازه ای منجر شد و ارتباط معلم با دیگر مراکز و مراجع علمی در جامعه به تدریج توسعه یافت.

این چند مورد و مطالب قبلا گفته شده از جمله نتایج کاربرد مدیریت علمی در نظارت و راهنمایی تعلیماتی (آموزشی ) بود که به اختصار بیان گردید .


 

نوشته شده توسط کاوه محمدی در سه شنبه 1386/01/21 ساعت 1:0 AM موضوع کاربرد نظریه مدیریت علمی در نظارت و راهنمایی آموزش | لینک ثابت


**(( تو آنی که می اندیشی))**

        

 

مطلبی که در زیر می خوانید مقدمه  مقاله اینجانب تحت عنوان " تو آنی که می اندیشی می باشد" جهت دریافت کل مقاله ایمیل خود را گذاشته تا به آدرس شما ارسال گردد با تشکر 

                          البته نظر هم یادتان نرود منتظرم.

 

 

                          **(( تو آنی که می اندیشی))**

 

مقدمه:

 

 انسان تنها موجودی است که دارای قدرت تفکر و دارای عقل و منطق می باشد. و همین قدرت فکر کردن و عقل است که وجه تمایز بین انسان و سایر حیوانات شده است . همانگونه که مشاهده  می کنیم انسان دارای قدرت تعقل و تفکر بوده ولی حیوانات و سایر موجودات دارای غرایز می باشند یعنی اینکه انسان با استفاده از قدرت تعقل و تفکری که که خداوند به او ارزانی داشته و با استفاده از نیرو و توانایی های بدنی دیگری که به او ارزانی شده می تواند نیازهای خود را برطرف نموده و با همان فکر و اندیشه خود بتواند راه خود را بیابد و بهترین مسیرها وگام ها را در زندگی خود انتخاب نموده و عملی نماید. و یا به عبارت بهتر راه را از چاه تشخیص دهد.

         اما حیوانات فاقد این قدرت تفکر و تعقل بوده و به همین جهت برای رفع بسیاری از احتیاجات خود مجهز به قدرتی به نام غریزه شده اند.

         دهخدا این گونه در باب لغوی اندیشه می گوید و اما در فرهنگ لغت عمید نیز این گونه اندیشه را ازنظر لغوی مشاهده می کنیم "  اندیشه = فکر و گمان و اندیشمند را کسی تعریف می نماید که دارای قدرت تفکر و اندیشیدن است. یعنی کسی که فکر می کند و می اندیشد."

        در بیانی دیگر نیز می توان فکر کردن و اندیشه کردن را این گونه نیز تعریف نمود که :"  بررسی و غور کردن در یک موضوع جهت درک هرچه بهتر و بیشتر آن موضوع و یا انجام دادن هرچه بهتر یک کار و یا یک  فعالیت."

     انسان تنها موجودی است که دارای قدرت تفکر و دارای عقل و منطق می باشد. و همین قدرت فکر کردن و عقل است که وجه تمایز بین انسان و سایر حیوانات شده است .

 

تو آنی که می اندیشی:

 

     در این مقاله قصد داریم به روشن نمودن این عبارت یعنی تو آنی که می اندیشی بپردازیم و آن را بررسی نماییم و جایگاه و اهمیت اندیشه و اندیشیدن را در شخصیت و شکل گیری رفتارها و توانایی ها و علایق افراد را مورد بررسی قرار دهیم. و بدانیم که اندیشه های یک انسان چگونه می توانند بر او اثر بگذارند و این اندیشه ها چه اثراتی و چگونه این اثرات را بر انسان اعمال می نمایند.

 

این چنین است اندیشه وراز قدرت اندیشه

               آری !

                           **(( تو آنی که می اندیشی))**

   


 

نوشته شده توسط کاوه محمدی در جمعه 1386/01/17 ساعت 3:3 AM موضوع تو آنی که می اندیشی | لینک ثابت


************************************************************************** *************************************************************************