موبایل وسیله ای ارتباطی که امروزه جزء زندگی روزمره هر فردی در دنیای سرعت بوده و از جمله مواردی است که وجود آن و استفاده درست از آن برای ادامه بهتر زندگی در عصر حاضر لازم و ضروری بوده و می تواند باعث سرعت بخشیدن به امور و کارهای روزانه، کمک به آموزش و یادگیری، امکان اتصال به اینترنت و پی گیری کارهای مهم و جواب دادن به نامه های الکترونیکی، خرید الکترونیکی و ... شود.

در چند سال گذشته وسیله ای مانند موبایل و سیم کارت وسیله تشریفاتی در میان ما ایرانیان بود و از آن به عنوان کالایی تجملاتی نام برده می شد که فقط اقشار خاصی می توانستند از آن استفاده نمایند و یکی از آن را داشته باشند اما در فاصله ای کوتاه و با همت شرکت ارتباطات سیار این وسیله ارتباطی مهم و مناسب کم کم راه به جیب های افراد و اقشار متوسط جامعه باز کرد و امروزه می بینیم سیم کارت هایی که قبلاً با مبالغ میلیونی خریدوفروش می شدند امروزه درحد 150 هزار تومان خریدوفروش شده و هرفردی که دارای درآمدی متوسط باشد می تواند یکی از این سیم کارت ها را خریداری نموده و از آن استفاده نماید (حالا کاری به نرخ مکالمه و اینجور چیز ها نداریم...).

تازگی ها و در این یکی دوسال با حضور شرکت های دیگری چون ایرانسل و همراه اول و دوم و ... مشاهده می کنیم که سیم کارت های اعتباری نیز راه به بیرون پیداکرده و در کنار سیم کارت های دائمی و همپای آن ها و شاید هم بتوان گفت با فاصله ای بیشتر از آنان به فروش رفته و جای خود را در میان گوشی های مردم باز کرده اند. همانگونه که اشاره شد زمانی هرفرد آرزوی داشتن یک سیم کارت را داشت اما امروزه می بینیم که اکثر افراد در جامعه دو و یا سه سیم کارت از انواع مختلف دائمی و اعتباری را با خود حمل می کنند.

خوب حالا بریم سر اصل مطلب و سوالی که ابتدا پرسیدیم و اینکه موبایل چگونه می تواند موجب سوءتغذیه و اختلال در عملکرد رشد جسمی و ذهنی دانش آموزان ایرانی شود؟

زمانی بود که پدر و مادر ها به فرزندان خود قول می دادند که اگه فلان کارو انجام بدی یا اگه امسال در مدرسه موفق به کسب فلان رتبه بشی برات یه دوچرخه می خرم و ... اما امروزه می بینیم که          خانواده ها و والدین به دانش آموزان خود قول میدهند که اگر فلان نمره یا رتبه را کسب نمایند برای آن ها یک گوشی و یک سیم کارت می خرند!

دانش آموزی در مدرسه موفق میشه این خواسته والدین را برآورده نموده و یک گوشی را باخود به مدرسه بیاورد، همین کافی است که دوستان او نیز والدین خود را تحت فشار قرار داده و اقدام به خرید یک سیم کارت نمایند، البته اگه با واکنش والدین مبنی بر نداشتن هزینه کافی برای خرید سیم کارت مواجه شوند کسانی مثل شرکت ها و اپراتورهای محترم موبایل هستند و به فکر بوده اند که برای آن چاره ای اندیشیده و سیم کارت را با قیمت های خیلی پایین عرضه نمایند و بعضی ها هم یک سیم کارت هدیه بدهند تا دیگه نگرانی دانش آموزان و والدین هم رفع شده و نگرانی بابت خرید سیم کارت و تامین هزینه سیم کارت نداشته باشند. تازه با طرح های جالب و در ایام ویژه مثل                        روز دانش آموز و ... این امر یعنی موبایل دار کردن دانش آموزان و والدین آنان را تسهیل نمایند.

خوب چه عیبی داره بزاریم دانش آموز ما هم دارای موبایل بشه تا همیشه در دسترس باشه و بتونیم هرموقع خواستیم باهاش ارتباط برقرار کرده و از وضعیت او آگاه بشیم؟

اما این یک طرف ماجراست چون که موبایل با داشتن موارد و امکاناتی چون SMS و بلوتوث و حتی امکان برقراری مکالمه و این روزها هم امکان اتصال به اینترنت و عدم وجود فرهنگ خاص استفاده از این امکانات و فرصت های مختلف و بسیار عالی که می توان در این تراشه کوچک و دستگاه کوچک جادویی یافت راه های بسیار خطرناک و میانبر های بسیار عالی برای ورود دانش آموزان ما به دنیای کدر و تاریک انواع و اقسام بزهکاری ها و انحرافات را گشوده و راه علم و دانش و کسب مهارت های اصلی و مورد نیاز زندگی را مسدود نمود.

امروز می بینیم که اکثر دانش آموزان ما دارای یک دستگاه موبایل هستند و آن را با خود به مدرسه  می آورند و در محیط کلاس و خارج از آن یعنی در زنگ های تفریح و در حیاط و راهرو های آموزشگاه خود را با آن مشغول نموده و با ارسال sms ها و بلوتوث ها جورواجور و گاه         خطرناک (از نظر فرهنگی، عقیدتی و اخلاقی) خود را سرگرم نموده و رشته های والدین و معلمان و سیستم آموزشی را پنبه می کنند.

خوب این می تواند منجر به برقراری ارتباطات پنهانی و برقراری مکالمه و همچنین ردوبدل نمودن sms های مختلف تفننی و به اصطلاح خنده دار اما هدفدار شود، این امر نیز خود به خود نیازمند به هزینه مالی و مادی می باشد یعنی برقراری مکالمه و ارسال sms و اتصال به اینترنت خود نیازمند پرداخت هزینه می باشد و می بینیم که سریعاً اعتبار سیم کارت دانش آموز ما کم شده و نهایتاً صفر  می گردد.! بایستی خرید اعتبار کرد اما والدین پس از چند بار دیگر خسته شده و دانش آموز نیز به موبایل و لذت های آن وابسته شده. چاره ای نیست جز خرج کردن پول توجیبی خود برای خرید اعتبار سیم کارت و شارژ آن و پرداختن به امورات گذشته، هرچه بیشتر می گذرد دانش آموز به آن وابسته تر شده و پول توجیبی هم به جای خرج شدن در راهی که به آن اختصاص داشته است به جیب اپراتور های محترم سرازیر می شود.

خوب الان دیگه به روشنی می توان جواب سوال را داد که موبایل چگونه باعث ایجاد سوء تغذیه و اختلال در عملکرد رشدی جسمی و ذهنی دانش آموزان ما می شود؟          

دانش آموزی که پدر یا مادر او هر صبح یا هر هفته مقداری پول توجیبی برای خوراکی سالم و رفع امورات شخصی به او می دهد به جای خرید یک لیوان شیر و یا یک غذای سالم و میان وعده برای خود سیم کارت خود را شارژ می کند آیا دچار سوء تغذیه و اختلال در عملکرد رشدی نمی شود؟ آیا ذهن او و رشد ذهنی او دچار اختلال در عملکرد نمی گردد و هزاران آیای دیگر....

هدفم از نوشتن این چند سطر بدبینی به موبایل یا مخالفت با اپراتورهای ارائه دهنده خدمات موبایل و همچنین کسادکردن بازار فروششان نبوده و نیست، بلکه بیشتر دلسوزی و نگرانی از آینده دانش آموزان و آینده سازان این مملکت بوده و همچنین آگاه نمودن والدین و اولیای مدرسه و نهایتاً سیستم آموزش و پرورش به خطرات و تهدیدات پیش روی دانش آموزان و همچنین آغاز تلنگری برای تبدیل نمودن این تهدید به فرصتی برای ارتقای فرآیند یاددهی – یادگیری. چراکه چاره ای جز پذیرش آن و فرهنگ سازی در جهت استفاده مطلوب و بهینه از آن نداریم.

پس بایستی بیشتر خود را نسبت به استفاده ها و کاربرد های این وسیله مهم ارتباطی آگاه نموده و برای استفاده مناسب از آن توسط دانش آموزان برنامه ریزی های درست و منطقی داشته و با والدین و حتی شرکت هایی چون مخابرات و اپراتورها، هم اندیشی هایی داشته و تبادل نظر و تجربه نمود.

در آینده ای نزدیک به مواردی خواهم پرداخت که می تواند این تهدید را به فرصتی برای توسعه  آموزش و همچنین ارتقای سطح فرهنگ استفاده از موبایل تبدیل نمود. البته منتظر نظرات و دیدگاه های شما همراهان همیشگی نیز خواهم بود.......

 

      


 

نوشته شده توسط کاوه محمدی در شنبه 1387/10/07 ساعت 9:15 AM موضوع مدیریت آموزشی | لینک ثابت